دانلود رایگان رمان از جنس اقلیما PDF با لینک مستقیم

دانلود آهنگ غمگین و احساسی | ناکامان

دانلود کلیپ گریه آور خوزستان (بارون کو کارون کو)
کلیپ غم انگیز بارون کو ؟
دانلود نوحه کنج ویرونه خونه دلی تنها از محمد حسین شفیعی
نوحه بابا خداحافظ
دانلود نوحه اگه مادر داری از محمد حسین شفیعی
نوحه اگه مادر داری
دانلود آهنگ بوی سیب از مهدی عبدلی
آهنگ بیادماندنی بوی سیب و ..
دانلود آهنگ مرهم (سکوتت پر از حرفه) از فریدون اسرایی
فـریـدون - مرهــم
دانلود نوحه عمو عباس علمت کو از بنی فاطمه
نوحه بنی فاطمه - عمو عباس
دانلود نوحه منم باید برم از رضا نریمانی
نوحه منم باید برم - نریمانی
رمان-از-جنس-اقلیما

دانلود رایگان رمان از جنس اقلیما با لینک مستقیم PDF و APK اندروید با لینک مستقیم قابل اجرا بر روی موبایل و کامپیوتر

نویسنده این رمان :  شقایق علیزاده

چکیده ای از رمان از جنس اقلیما :

دختری که به بردگی فروخته میشه به مردی خشن … ! اقلیما دختر بلند پروازی است که در یک خانواده فقیر در جنوب شهر متولد شده است. پدر و مادرش در یک تالار کار میکنند اما اقلیما دوست دارد در تالاری در شمال شهر که حقوق بهتری میدهند کار کند. روزی در آن تالار در یک جشن خانمی به اقلیما پیشنهادی میدهد که با آن پول خوبی میتواند بدست آورد اما باید روی آینده اش قمار کند.. !

شروع رمان =» 

تمام تنم بخاطرکتکای دیشب کوفته وزخمی بود.بخاطر اینکه نتونسته بودم پول بیشتری براش ببرم تامیتونست کتکم زد.ازاین مردکه اسم پدر رو یدک میکشه متنفرم .صدای حال بهم زنش بلند شد :کدوم گوری هسی دختره ی تنه لششش پاشوو برو دنبال کارت !

لباس هامو عوض کردم و قفل دروباز کردم. همیشه قفل میکردم چون به یه ادم معتاد اعتمادی نبود وبعید نبود از سرنئشگی به دختر خودش تجاوز کنه.آخ مامان کاش بودی و زخمای تنمو میدیدی از اتاق بیرون رفتم. مشغول ساختن خودش بود.نگاهی تو یخچال کردم.هیچی براخوردن نبود.دلم ضعف میکرد وهمه ی پولامو دیشب منوچهر ازم گرفته بودنمیتونستم چیزی بخرم و شکممو سیر کنم….

بافکر اینکه اولین دشت امروزو خرج خودم میکنم کفشامو پام کردم و بیرون اومدم.کاش جایی بود ک برم و باهمیشه ازاین خرابشده دوربشم.دستی به موهای پرکلاغیم کشیدم و کردمشون تو مقنعه ودر کوچه رو باز کردم.با دیدن ادمای جلوی در سرجام خشکم زد.لرز بدی به جونم افتاد.یادروزی افتادم که چنتا از رفیقای منوچهربرای عیش ونوش اومده بودن خونه ما.یکیشون که بد مست کرده بود اومد توحیاط.منم کنار حوض مشغول شستن ظرف بودم که
از پشت دستی دورم حلقه شد

دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 0
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.

3 × چهار =


گلچیـن 200 مداحـی برای محـرم 97